تبليغاتX
ُسُایــــُـُهِ سِــاُر عشـــُق زندگُیــُ

ُسُایــــُـُهِ سِــاُر عشـــُق زندگُیــُ
ُباراِن هِم نُبارد، اِز اشُِک دوَُ چشَِم ُدر خلُوِت شَِب کتاُِب مَحمُد خیُس ُاسُت
قالب وبلاگ

با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

پیام متن:

1. زیبایی و شکوه بهار، درس مهرورزی و دگرگرایی و گره گشایی به آدمیان می دهد.

2. بهار؛ یعنی خداوند فراموششان نمی کند؛ و جلوه گری دوباره بهار، دل ها را در یاد خویش عطرآگین می سازد.

3. با دیدن جلوه های خداوند در فصل بهار، بیش از پیش به عظمت و مهر خداوندی پی می بریم.

کمتر از طبیعت نباشیم، ما نیز دگرگون شویم

طبیعت به عنوان یکی از نشانه های خدا، سرشار از درس و عبرت است. دلی که بیدار است، در هر پدیده ای عبرتی می بیند و از هر نشانه ای، درسی می آموزد. بیداردلان، از بهار، درس تحول و نوشدن می آموزند. به تعبیر رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «آن کس که با تغییر دنیا از وضعی به وضع دیگر آگاه نشود، از غافل ترین مردمان است».

اگر طبیعت شکوفا و زیبا می شود، ما نیز می توانیم. اگر بهار، فصل سرزندگی و طراوت است، چرا ما این گونه نباشیم؟ از امام خمینی رحمه الله در این باره نقل است:

در دعای روز نوروز، از خدای متعال درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هر چه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. باید توجه داشته باشیم که دگرگونی هر پدیده ای در عالم، به دست انسان است و همه تحول ها با اراده انسان انجام می گیرد. اگر انسان بخواهد در وضعیت جامعه خود، کشور خود و زندگی خود تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقی و درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم (شدن) در برابر اراده خداوند عالم و آفریننده هستی؛ که این تحول، سعادت انسان ها را تضمین می کند.

 تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
                                    ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
                                   تا که گلباران شود کلبه ی ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
                                  تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
                         چون سرشک اندر کنار بنشین بنشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
                              ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
                                تا که گلباران شود کلبه ی ویران من

بازآ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
                              چون لاله ی تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام
                            بازآ چون گل در این بهار سر را بنه در سینه ام 



[ 90/12/28 ] [ 9:35 ] [ مـــُـــحِمـــَِـد ] [ ]

صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنین زندگی را برای ما تکرار میکند،نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان فکر کنیم ...

به نام خدا . سلام بچه ها ،حالتون خوبه ؟؟ قبل از هرچی میخوام از دونفر تشکر کنم : اولیش داداش محسنمه که بیشتر از جونم دوسش دارم و یه دنیا بهم کمک کرد - دومیشم مرتضی ( مدیر وب صرفا جهت اطلاع ) که برام ارزش و احترام قائل شد و خصوصی ترین نظراتش رو هم عمومی داد

1-حالم خیلی خوبه . اونقدر خوبم که هیچکس حالمو نمیفهمه ... دارم به خدا نزدیک و نزدیکتر میشم ... دارم زندگیمو اونجوری که خدا دوس داره میسازم ، امیدوارم وسط راه کم نیارم

2-شما هم حالتون خوبه ؟؟؟؟ من بیشتر از همه به خاطر این حالم خوبه که پاییز و ماه تولدم اومده ... از روز تولدم ینی چهارم تا امروز سمنان پشت سر هم بارون اومده . نمیدونین چه لذتی میبرم ازین فصل و هوای قشنگش . عاشق پاییزم . راستی دم همتون گرم که تولدمو بم تبریک گفتین . حالا شما که هیچی دوستا و فامیلامم یه نفر بم تبریک نگف

3-فردا اولین آزمونمو میدم . بچه ها برام دعا کنین . این آزمون خیلی برام مهمه، داداش محسن فردا آجی مهتات به دعاهات نیاز داره ها ( خیلی ماهی داداشی عزیزم )

4-مواظب خوبیاتون باشین بچه ها . نذارین بدی ها جاشونو بگیرن تو قلبتون .... میخوام بگم هرکی ازم دلخوره حلالم کنه و منو ببخشه

5-من دختری نیستم که دنبال دوس پسر باشم و برم دنبال اینجور کارا . تازه راهمو پیدا کردم پس لطفا به خودتون احترام بذارین و ............



بارانی که همیشه دلم برایش تنگ می شود.

کاش امشب باران ببارد و روحم را جلا بخشد.

هنوز هم بوی خاک باران خورده مدهوشم می کند

مرا می برد تا انتهای رویاها

کاش زیر باران باشم.

زیر آسمان بی انتها بدون چتر،

بدون سرپناه،

تنهای تنها

و به آسمان نگاه کنم،

این آسمان دیدن دارد.

آسمانٍ هم درد را می گویم.

وقتی به عمق اشک های آن می نگرم دلم آرام می گیرد و تازه باورم می شود که هنوز هم باران بیشتر از من اشک می ریزد .

باران که می بارد

می برد دلها را تا ناکجای روئیاهای عاشقانه،

کاش امشب باران ببارد با بوی همیشگی اش.

خدا کند که بهشت هم همین بو را داشته باشد.

کسی می گفت دلیل اینکه خاک نم خورده، انسان را مدهوش و سرگردان خویش می کند این است که انسان نیز از همان جنس است.

شاید باران به جای همه گریه می کند و راز دل همه را از خدا می خواهد.

ببار ای دلسوز بشر .

ببار که باریدنت را دوست دارم،

ببار که شاید از پس اشک های تو دل انسان آرام گیرد،

ببار که این ذلال بشوید هر آنچه ذلال نیست ،

بشوید بدی ها را،  

بشوید غم ها را،  

بشوید نامردمی ها را،  

بشوید زشتی ها را،  

بشوید کینه ها را تا شاید از پس آن مانند کودکی که بعد از گریه، صورت از پای مادر بر می دارد و آرام می شود ما هم آرامشی را دست یابیم که نیست،

که فراموش شده،

که نمی دانم کی و کجا این بشر جایش گذاشته و مدتی است که نیست و مدتی است دلم در پی این دلتنگی ها آن را خواب می بیند ،

ببار که باریدن تو قشنگ است


پی نوشت:

ممنون از ابجی مهتا..........

[ 90/12/27 ] [ 14:16 ] [ مـــُـــحِمـــَِـد ] [ ]

باز هم...

باز هم آسمان ابری شد و باران بارید و هوا لطیف شد و زمین پر طراوت اما...

اما هنوز هم تو نیامدی!

باز هم آسمان بارید و با تو بودن قسمتمان نشد

قسمتمان نشد که این لطافت را با ظهور تو تجربه کنیم

من بودم و یاد تو خدا بود و باران

و من با خود می اندیشیدم که چند باران دیگر را با تو خواهیم بود!

خدا را چه دیدی؟! شاید تا باران دیگر تو هم آمده باشی

و شاید باران دیگر را با ظهور تو تجربه کنیم ...

باز هم باران بارید و هنوز هم آن مرد در باران نیامده است

خداکند تا باران دیگر آمده باشد...

پیـ نوشتــــــــ:

الهم عجل لولیّک الفرج

[ 90/12/24 ] [ 12:18 ] [ مـــُـــحِمـــَِـد ] [ ]

اگر صبح امروز موقع خروج از منزل به فقیری کمک کردی، اتومبیلی را که در سرما خاموش کرده بود هل دادی، به کودکی که زمین خورده بود با مهربانی کمک کردی که بایستد و یا حتی لبخندی را به صورت نگران انسان افسرده‌ای هدیه کردی و بعد تا غروب هزاران اتفاق خوب و فرصت‌های دوست‌داشتنی برایت رخ داد، شک نکن که این اتفاقات خوب با آن کارهای خوبی که صبح انجام دادی و به تو احساس خوبی دادند، ارتباط دارند.
برعکس اگر صبح که از خواب برخاستی حوصله نداشتی و به خشم و ناراحتی اجازه دادی ساعاتی از صبح تو را خراب کند و در نتیجه اوقات بقیه را هم تلخ کند و بعد تا غروب بدشانسی و بدبیاری پی‌درپی نصیبت شد، شک نکن که این اتفاقات نامطلوب با آن اخلاق ناخوش و رفتارهای ناپسندی که صبح انجام دادی و در وجود تو و اطرافیان احساس بد ایجاد کردند، مرتبط هستند.

لازم نیست حتما در آزمایشگاه‌های مدرن و در مقالات علمی ثابت شود که بین احساس خوب وجود یک انسان و خوش‌شانسی او در طول زندگی رابطه‌ای وجود دارد. همه ما به صورت غریزی از این ارتباط آگاهیم و چیزی در عمق وجود ما شک ندارد که اگر اتفاقات بدی پشت سر هم در طول روز برای ما رخ می‌دهد حتما مرتبط است با احساس و خلق و خوی ناخوشایندی که اول صبح داشته‌ایم. هر اتفاق بد احساس بد جدیدی خلق می‌کند و با ظهور احساس بدتر اتفاقات بدتر هم رخ‌نمایی می‌کنند.

[ 90/12/16 ] [ 12:7 ] [ مـــُـــحِمـــَِـد ] [ ]

من در این دلواپسی ها نشسته ام تنها....

می خواهم با تو سخن بگویم....

می خواهم باز چهره ات را با همان لبخند کودکانه ببینم...

می خواهم هر چه انتهایش به اسم تو و یاد تو ختم می شود...

شعر هایم ناتمام ماندند...اسیر دلتنگی شدم من...

و خواب مرا به رویای با تو بودن می رساند...

کاش خیابان های شلوغ سهم ما نبود...

اما..غصه ای نخواهم خورد...اشکهایم را برای شانه های تو ذخیره خواهم کرد...

حرف های ناتمامم را به روی دیوار قلبم حک می کنم و با دیدنت همه را تکمیل می کنم...

پاییز از راه می رسد و ما دوباره به بودن و رسیدن به انتهای جاده ی سرنوشت می اندیشیم...

[ 90/12/06 ] [ 5:56 ] [ مـــُـــحِمـــَِـد ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وَقتيِ ِدلمُ به دَُرد مِياد وَ کسُي نِيست بهَُ حِرفهايَم ِگوش َکند،
َ
وِقتيُ تمام غُمهاي عُالم دُر دلم نَشستهِ اسَت،
ِ
وقتي احسُاسَ ميَکنم دردَمند تِرين انساُن عالمِم...وقَي تمُِام عزيزانُم بِا مَن غريِبه مِي شُوند

وِ کِسيُ نيسُت کِه حرِمتُ اشُکهاي نيُمه شِبم را حَفظ کَند... وقُتي تماِم عالُم را َقفسِ مي بُينم

بُي اِختيُار از کنُار آنهَايي کِه دوُستشاُن دارُم.. بي تفِاوت مي ُگذرم
چت باکس


امکانات وب

آمار سایت